تبليغاتX
یک خدایی در وجودهرکسی است

یک خدایی در وجودهرکسی است

سوگند راساختيم تا سوگندياد کنيم که عاشق بمانيم باسوگند شروع ميکنيم و با اميد ادامه مي دهيم .

قبر واقعی ما در خاک نیست بلکه در قلب دوستانی است که ما را فراموش نمی کنند.

انتخاب به جا وشایسته استاد عزیز وگرانقدر جناب آقای دکتر حسن انوری بعنوان چهره ی ماندگار در زمینه ی زبان وادب فارسی را به همشهریان ادب دوستم تبریک میگویم.از این موضوع واقعا خوشحالم وامیدوارم یک روزی استادان بزرگوارم را در این مقام وجایگاه ببینم .به امید آن روز.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 16:16  توسط ن.رضایی.  | 

 

محو دیدار غرور آسمان بودم وبس

که به خاک افتادم

خاک آلود

و نوشتم با اشک

من در این عالم رنگین

همین خاکم و بس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 20:50  توسط ن.رضایی.  | 

اگر انسان حکیم اولسا اسیر روز گار اولماز

 


بو بش گونلوک عمره خاطر نفس شومه رستگار اولماز

 


سلیمانلار گدوبلر دست خالی قبره دونیادن

 


نقدری اولسا انسانون جلالی پایدار اولماز

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:43  توسط ن.رضایی.  | 

وطنم

نام تو بر نگين دلم نقش بسته است


اين خاتم وجود من ارزاني تو باد


دانم اگرچه پيشکشي سخت بي بهاست


شعرم به پاس لطف تو قرباني تو باد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:40  توسط ن.رضایی.  | 

کيمده واردير گوزليم سنده اولان جاذبه لر


سنه دونياده مگر عاشيق اولان دا غم ائيلر


آغلاما گوزياشيم آخساسنی گوردوکجه گولوم


گول آچيلدیقجا بهار فصلی بولود شبنم

ترجمه ساده شعر بسیار زیبای گرامی حسن چنین است:

زیبای من! جاذبه‌های تو را کس ندارد

آن کس که عاشق توست غم ندارد


گل من! اشک مریز بادیدن سرشک من

بهاران با شکفتن گل‌ها ابر و شبنم نیز می‌آوردائیلر

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:35  توسط ن.رضایی.  | 

ادعاهای ترکیه درباره مولانا

ترکیه در برنامه‌هایی که به مناسبت سال جهانی مولانا برگزار کرده‌است، تلاش کرده‌است که مولانا را به عنوان یک چهره فرهنگی کشور خود به دنیا معرفی کند. در این میان کم توجهی مقامات ایرات در کنار تشدید انزوای ایران در سالهای اخیر، در موفقیت دولت ترکیه نقش فراوانی داشته است و این در صورتی است که به قول دکتر میرجلال‌الدین کزازی: بزرگداشت مولانا را توسط دوستانمان در ترکيه به فال نيک مي گيريم، اما نبايد فراموش کنيم که اين بزرگ مرد ادبيات جهان، نخست به ما (ایرانیان) تعلق دارد و سپس به ديگران. نبايد کوتاهي کنيم.[۶]

همچنین مولانا در مثنوی معنوی به سخن گفتن به پارسی سفارش کرده‌است:

پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:29  توسط ن.رضایی.  | 

این تصاویر تهران قدیم وقبل از انقلاب اسلامی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:17  توسط ن.رضایی.  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:6  توسط ن.رضایی.  | 

زندگی شاید
یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید
ریسمانی ست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر می گردد

زندگی شاید عبور گیج رهگذری باشد
كه كلاه از سر بر می دارد
و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودی ست
كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:2  توسط ن.رضایی.  | 

شاید پرنده بود که نالید

یا باد ، درمیان درختان

یا من که در برابر بن بست قلب خود

چون موجی از تاسف وشرم ودرد

بالا می آمدم

و از میان پنجره می دیدم

که آن دو دست، آن دو سرزنش تلخ

وهمچنان دراز به سوی دو دست من

در روشنایی سپیده دمی کاذب

تحلیل می روند

ویک صدا، که در افق سرد

فریاد زد

( خداحافظ)

 

آتشی ( زن بودن فروغ را نخستین زمینه ی آماده وفراهم برای جوششی عصیانی – انسانی به انگیزه ی رهایی از سلسله ی انقیادها واستبداد طولانی ودراز آهنگ ذهنیت مرد سالارانه ) در جامعه ی خود می داند. از این رو او را از نخستین زنانی می پندارد که خیلی زود به اسارت زن پی می برند. شورش نخستین فروغ برای رهایی از بند ورسیدن به آزادی در سه کتاب اسیر ، دیوار و عصیان به چشم می آید . کتابهایی که بعد ها شاعر ، آنها را کارهایی ( احساساتی ومزخرف) و( تصویر سرگردانی ها و جستجو های طولانی ) خود می داند

بسیاری هستند و بودند که فروغ ( اسیر .دیوار وعصیان ) را شاعر می دانند. وبسیارانی دیگر ،تنها (تولدی دیگر) و(ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) را، با شقه کردنش از گذشته ی او ، شعر فروغ می دانند. این تفکیک ، فروغ را در معرض نوعی ابهام قرار می دهد ونمی گذارد ما چگونکی رشد وتحول شعر فروغ را، از همان شعر های سست اولیه،  تا آخرین شعر بزرگش ، به درستی پی بگیریم.

فروغ از اسیر تا تولدی دیگر راهی طولانی را پیموده است. راهی که در آن نبوغش با وضعیت شعر زمانه و کمبود پشتوانه ی اندیشه، مجال آن را نیافت که زودتر پوست بترکاند. شعر فروغ ، شعر محتواست . محتوایی وام گرفته  از جانی بی قرار ومدار وتکه پاره ، در لحظات مختلف.

نویسنده باورمند این مهم است که ، فروغ با رها شدن  از اروتیسمی که با زبانی نا تمام در میان سرگشتگی های شاعر وبین مضامین سست ومعمولی در رفت و آمد بود، به تولدی دیگر رسید. دفتر شعری که بشارتگر ( معاصر شدن فروغ وشخصیت شعری او ) است که از همان سطر اول ، بدرود با گذشته را اعلام می دارد:

آن روز ها رفتند

آن روزهای خوب

آن روز های سالم سرشار

آن اسمانهای پر از پولک

آن شاخساران پر از گیلاس

آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر....

 آتشی می گوید ، محور های متحرک شعر فروغ را می توان از بسامد واژه های مشخص در یافت ، اما وی در منطقه ای خاص در شعر قرار گرفته که با معیار های متداول نمی شود کلیات شعر وی را مورد بررسی قرار داد. آتشی از باور های اعتقادی و دلبستگی های مذهبی شاعر می گوید، اعتقادی که در سایه ی جبر اجتماعی- سیاسی، مسیرش را حرکتی به خلاف جهت داده است . تمامی شعر های تولد دیگر از آیه های زمینی به بعد، شعرها به بیان صمیمانه ( آیه های زمینی اند) چرا که این آیه ها را روشنفکران جهان صادر کرده اند وبعد در صدق آن  وامانده اند. چیزی مثل مضامین شعر های الیوت، که اخلاقا مسیحی بود.ولی حوادثی که به فروپاشی مسیحیت و اخلاق مسیحی منتهی شدند ، او را  به سرودن شعر هایی واداشت، که ظاهری ارتدادی ولی بن مایه ای اعتقادی دارند .

توماس الیوت حدودا  پنجاه ساله تجربه هایی را از سر گذرانده که فروغ سی ساله ای که در ایران ودر جامعه ای نیمه روستایی ، نیمه شهری زیسته ، که جز تاریخ آشفته ی پشت سرش با مسئله ی غامضی رو به رو نبوده ، چگونه جهان موجود را - حتی آینده – را این قدر عقیم وخنثی می بیند براستی این تفکر نیم فلسفی ، نیم شاعرانه  در کجای شخصیت هنری فروغ است ؟

آنگاه

خورشید سرد شد

وبرکت از زمین هارفت

حتی شعر( سرزمین هرز ) الیوت هم چنین وحشتناک آغاز نمی شود

وسبزه ها به صحرا ها خشکیدند

وماهیان به در یاها خشکیدند

وخاک مردگانش را

زان پس به خود نپذیرفت

  فروغ بعد از آشنایی با ابراهیم گلستان و اخوان نقبی به دنیای روشنفکری زده ، بی آن که نگرش فلسفی خود را در هیچ جمعیتی ثبت کند. در شعر های ( تولدی دیگر) و (دیدار در شب )این دگرگونی و بازیابی شاعر بخوبی مشهود است و از سویی دیگر نیز ، علاقه به فداکاری فوق انسانی اش در فیلم ( خانه سیاه است) آشکار می گردد. فروغ در تولدی دیگر  از بطن عشقی دیگر زاده میشود ودر ( وهم سبز ) به خود کاوی روی می آورد. فروغ به بی وزنی در شعر اعتقاد نداشت وشعر بدون وزن نیمایی هم ندارد. اما عروض نیمایی را چنان نرمش بخشید که می توان گفت شعر سپید غیر شاملویی در دنباله ی کار های او بوجود آمد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:21  توسط ن.رضایی.  | 

دكترسخنان گهربارآقای دکترحسن انوری همشهری خودم

دکتر حسن انوری در سال 1312 در شهر تکاب "آذربایجان غربی " به دنیا آمد . دوره ابتدایی را در شهر تکاب گذراند ، درس های دوره دبیرستان را پیش خود خواند و در سال 1337 وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز شد . بین سالهای 1344 تا 1346 دوره فوق لیسانس وطی سالهای 1346تا 1351 دوره دکتری دانشگاه تهران را در رشته ادبیات فارسی گذراند و با نوشتن رساله دکترای خود تحت عنوان "اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی وسلجوقی " نامش بر سر زبانهاافتاد . سالها در سلک آموزگاری، دبیری و استادی دانشگاه به خدمت پرداخته وبیش از 20 سال با موسسه لغت نامه دهخدا در تالیف و تدوین لغت نامه همکاری کرد . همکاری گسترده با سازمان کتابهای درسی در تالیف و تدوین کتب درسی و سروسامان دادن به کتب درسی آن دوران نمونه دیگری از خدمات وی به این مرزوبوم است. تاسیس مجموعه متون دانشگاهی تحت عنوان "گزیده هایی از ادب فارسی "با همکاری شادروان دکتر "جعفر شعار" تاسیس مجموعه گنج ادب ، تالیف « دستورزبان فارسی » در چند دوره با همکاری دکتر "حسن احمدی گیوی" از دیگر تلاشهای دکتر حسن انوری بشمار می رود . وی از اولین کسانی بود که بی دریغ در کنار اعضای موسس شورای کتاب کودک که تصمیم داشتند فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را تالیف وتدوین کنند ،قرار گرفت . نوشته هایش به بیش از 80 اثر می رسد که بعضی از آنها بیش از 20 بار تجدید چاپ شده اند . همین کارنامه کافی است تا توانایی او را در خلق فرهنگ بزرگ سخن نشان دهد . فرهنگی که با حذف اشتباهات فرهنگ های قبلی وانتخاب روشهای جدید علمی سرآمد فرهنگ های پیشین شد و جایزه بهترین پژوهش سال را در زمان انتشار بدست آورد . فرهنگی که بیش از 750 هزار واژه ، یکصدوشصت هزار شاهد مستند ، ده هزار مثال وهزارو پانصد تصویر را در بر دارد . این فرهنگ 8 جلدی که دارای 8592 صفحه، 76000 مدخل اصلی و 40000 مدخل فرعی است کاری بس سترگ که از نظر علمی تحسین بزرگان ادب را در داخل وخارج کشور به دنبال داشته است . انتشار این فرهنگ عظیم ومجموعه های آن نام ناشر آن را نیز پر آوازه ساخت و همگان همت والای این ناشر بخش خصوصی را ستودند .

دکتر حسن انوری حقیقتا" از چهره های ارزشمند و اثرگذار دوران ماست . وی در سال 1381 نیز به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان وادب فارسی در آمد . او مردی ست که در روزگار ما ودر فضایی که هیاهوی طبل های تو خالی گوش فلک را کر نموده است بدون هیچ ادعا وهیاهویی در راستای اعتلای ادب این مرزوبوم وشناساندن زوایای ناشناخته فرهنگ آن تلاش می کند .

آنچه در ادامه می خوانید گفت و گو با این مرد بزرگ است که با خلوص و صفای مثال زدنی و در کمال فروتنی ، با همه گرفتاریها یشان به پرسش های ما پاسخ گفتند.

*اکبر نعمتی : پیشنهاد می کنم صحبت را از نخستین حضور شما در عرصه فرهنگ نویسی آغاز کنیم ؟

- دکتر حسن انوری : سابقه فرهنگ نویسی من بر می گردد به کار در موسسه لغت نامه دهخدا . از سال 1341 کار در موسسه لغت نامه را شروع کردم ، قسمتی از حرف « را »، قسمتی از حرف «کاف » و قسمتی از حرف « یا » را من تالیف کرده ام .گذشته از آن، پایان نامۀ دکتری من هم نوعی فرهنگ است . در این پایان نامه اصصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی وسلجوقی را توضیح داده ام همچنین پایان نامه فوق لیسانسم هم تصحیح یک فرهنگ قدیمی است وآن عبارت از « فرهنگ منظوم نصاب الصبیان » که قدیم ترین فرهنگ منظوم عربی- فارسی در زبان فارسی است . در این کار من سعی کرده ام ، سرودۀ " ابو نصر فراهی" را از ابیات الحاقی جدا کنم . اصل نصاب دویست بیت است ، ولی در طول زمان بر ابیات آن اضافه شده به طوری که در بعضی از چاپ های آن بیش از 600 بیت وجود دارد .

* با توجه به وجود فرهنگهای قدیمی و چندین جلدی ،لزوم تألیف فرهنگهای جدید تا چه اندازه است ؟

- زبان یک امر اجتماعی است ومانند پدیده های اجتماعی دیگر دائما" در حال تحول است . پیوسته واژه های جدیدی وارد واژگان زبان می شود و درعین حال واژه هایی کم بسامد می گردند و کم کم فراموش می شوند . از این رو لازم است فرهنگ های جدیدی تالیف شوند که حاوی واژگان روز باشند ودر فرهنگ های موجود نیز تجدید نظر شود ؛ واژه های جدید به آنها افزوده شود و واژه های متروک و مهجور از آنها زدوده شوند. زبان مهم ترین عنصر فرهنگی جامعه است در حقیقت می توان گفت به نوعی شناسنامه فرهنگی یک ملت است و کتاب لغت حاوی این شناسنامه . برای آن که این شناس نا مه ، آیینه تمام نمای زبان باشد، لازم است که در هر دوره منعکس کننده تمام واژگان زبان باشد . پس لازم است در هر دوره چهار پنج ساله در فرهنگ ها تجدید نظر شود .

* فکر می کنید ، چه ویژگیهایی در فرهنگهایی که شما تالیف کرده اید وجود دارد که باید مورد توجه دیگران هم قرار بگیرد ؟

- دراین فرهنگها ما خواسته ایم به نیاز روز جامعه پاسخ دهیم . در فرهنگ بزرگ سخن که هشت مجلد است و در هشت هزار و پانصد صفحه چاپ شده، نخستین بار ، اصطلاحات علمی هر رشته بوسیله متخصص آن رشته نوشته شده است ، ثانیا" باز نخستین بار زبان روز در کنار زبان قدیم مبنای کار قرار گرفته و حدود یکصد وپنجاه رمان ومجموعه داستان کوتاه فیش برداری و به رایانه داده شده و مبنای تعبیرات و واژگان جدید شده است . علاوه بر این ، مقداری کار میدانی هم انجام داده ایم به این معنی که گروهی را مامور کرده ایم تا در بیمارستانها ، ادارات ، گل فروشی ها ، عطاری ها و جز آنها واژگان صنوف مختلف را گرداوری کنند ؛ مثلا، در مورد اسامی گلها ، به کتب گیاه شناسی اکتفا نکرده ، اسامی گل های موجود در گل فروشی ها را هم گردآوری کرده ایم .

* گاهی ، درگذشته فرهنگ ها را یک نفر به تنها یی تالیف می کرد، آیا این روش امروز هم پاسخ گو ست ؟ شما چطور ، بیشتر به کار گروهی معتقدید یا کار فردی ؟

- هر کسی که با فرهنگ نگاری روز اندک آشنایی داشته باشد می داند که امروزه فرهنگ نویسی جز با کار گروهی انجام پذیر نیست . در روزگاران قدیم ، حیطه دانش مانند امروز گسترده نبود از این رو شخصی مانند "اسدی طوسی" می توانست به تنهایی به تالیف فرهنگ بپردازد؛ اما امروز چنین امری امکان پذیر نیست . یک تن نمی تواند مثلا" هم اصطلاحات ادبی را بنویسد هم اصطلاحات شیمی و هم اصطلاحات موسیقی را . اصطلاحات هر کدام از این رشته ها را باید متخصص آن رشته بنویسد . من با همکاری بیش از یکصد نفر این فرهنگ ها را نوشته ام و جز این هم نمی توانسته است باشد .

* بدون شک افرادی که برای اینگونه کارها انتخاب می شوند باید ویژگی های خاصی داشته باشند ، در انتخاب همکار چگونه عمل کردید ؟

- همکاران ما سه دسته بودند الف – آنها که کارهای مربوط به واژگان عمومی زبان را انجام دادند . ب – آنها که اصطلاحات علمی رشته های گوناگون را نوشتند . ج – آنها که کارهای فنی ، فیش برداری ، و کارهای مربوط به رایانه وغیره را انجام دادند . دسته اول عموما" تحصیلات ادبی وزبان شناسی داشتند . دسته دوم در رشته خود متخصص بودند .مثلا" اصطلاحات موسیقی را آقای "حسن خان مکری" نوشت که متصدی بخش موسیقی علمی تالار رودکی بود .

* تاکنون چند فرهنگ و چه مدت برای تالیف آنها صرف کرده اید ؟

- جمعا" 11 سال روی این فرهنگها کارشده که عبارتند از:

1- فرهنگ بزرگ سخن در هشت مجلد

2- فرهنگ فشرده سخن در دومجلد

3- فرهنگ روز سخن

4 - فرهنگ کنایات سخن در دو مجلد

5 - فرهنگ کوچک سخن

6 - فرهنگ کودکان سخن

7 - فرهنگ دانش آموز سخن .

* در سخنانتان اشاره ای داشتید به اینکه ؛«لازم است در هر دوره چهار پنج ساله در فرهنگ ها تجدید نظر شود »؛آیا ، برنامه ای برای به روز کردن فرهنگ سخن دارید ؟

- من و ناشر مصمم هستیم که این کار را بکنیم . هم اکنون مقدماتی فراهم کرده ایم که در وهله نخست برای فرهنگ 8 جلدی ، ذیلی بنویسیم و در وهله بعد ، ذیل را در ویرایش دوم فرهنگ ، وارد آن بکنیم .

* کاری که حضرتعالی انجام داده اید ، به نظر بعضی از صاحب نظران یکی از 10 اثر ماندگار دوران معاصر است خود حضرتعالی چه نظری دارید ؟

- در این باره قضاوت با جامعه است . اگر چنین باشد طبعا" من خیلی خوشحال خواهم بود.

* با آرزوی موفقیت بیشتر برای شما و سپاسگذاری از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید اگر در پایان حرفی باشد می شنویم ؟

- امیدوارم در خدمت به فرهنگ و زبان فارسی موفق باشید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:5  توسط ن.رضایی.  | 


 دین و زبان وفرهنگ

دین مردم شهرستان تکاب اسلام و پیرو مذهب شیعه و سنی و در بعضی از نواحی عده‌ای از پیروان اهل حق[نیاز به ذکر منبع] هم زندگی می‌کنند . در گذشته نه چندان دور، جمعیتی از یهودی‌ها (در منطقه به موسایی شهرت دارند) هم در شهر سکونت داشتند که همگی در ده چهل به شهرهای دیگر و اسرائیل مهاجرت کردند. پیروان همه مذاهب بطور مختلط و با حسن سلوک با هم زندگی می‌کنند و تا کنون هیچگونه اختلافی بین آنها مشاهده نشده و ازدواج شیعه و سنی نیز مطابق قوانین شرعی مرسوم است . در مراسم بطور دسته جمعی شرکت می‌کنند و در غم و شادی یکدیگر شریک می‌گردند.

 زبان و گویش

زبان اصلی وریشه دار در منطقه تکاب کرمانجی میباشد.ولی امروزه زبانهای رایج درتکاب شامل کرمانجی، کردی سورانی و ترکی میباشد. کرمانجی که در گذشته در بیشتر نواحی و روستاهای تکاب رایج بود بتدریج توسط زبان ترکی جایگزین شده‌است. گویش کرمانجی که شاخه بزرگی از زبان کردی شمال میباشد هنوز در طوایف شاقی (شقاقی،شکاکی)، شرانی، موصولانی(موصلانلو)٬ زاخورانی (زعفرانلو) و صربیانی که ایل افشار را تشکیل میدهند در منطقه افشار تکاب تکلم می‌شود. ایل بزرگ افشارکه در شرق ترکیه ساکن میباشند نیز به کرمانجی صحبت می‌کنند.

 اقتصاد و صنایع

بیشتر در آمد مردم این شهر از کشاورزی و دامپروری است و کمتر واحد صنعتی در شهر تکاب به چشم می‌‌خورد. بزرگ‌ترین معدن طلای خاورمیانه با ذخیره ۸۰ تن طلای خالص در روستاهای آغ‌دره و زره‌شوران تکاب قرار دارد. از صنایع دستی این شهر می‌‌توان به فرش افشار اشاره کرد که شهرت جهانی دارد و به فرش آهنین معروف است و خانواده‌های بسیاری از بافت این فرشهای دستباف امرار معاش می‌‌کنند. در زمانی که بازار فرش دستباف رونق خوبی دااشت بیش از ۱۸ هزار نفر به طور مستقیم به کار فرش بافی اشتغال داشتند [نیاز به ذکر منبع]. فرش دستباف افشار تکاب به نوعی سوغات این شهر هم محسوب می‌‌شود.

 وضعیت سیاسی

تکاب با داشتن صد هزار نفر جمعیت هنوز نتوانسته نماینده مستقلی در مجلس شورای اسلامی داشته باشد و نمایندگان این شهر به طور مشترک از شهرهای میاندوآب و شاهین‌دژ و تکاب انتخاب می‌‌شود. نماینده مشترک شهرستان تکاب در مجلس آقایان حبی و تابع می باشند. فرماندار شهر در حال حاضر آقای محمود دولتی و شهردار شهر آقای زوار می باشد [نیاز به ذکر منبع].

مشکلات عمومی مردم شهر تکاب از نقطه‌ نظر آماری شهرستان تکاب در سطح استان اذر بایجان غربی دارای بالاترین سطح بیکاری می باشد. معادن طلای آقدره وزره شوران که‌ دارای قابلیت بالایی در رابطه‌ با جذب نیروی کار و تامین موقعیت شغلی می باشد، به‌ امید روزیکه‌ که‌ مردم شهر با بهره‌ گیری از آزادی و حقوق اجتماعی و فرهنگی برابر دست در دست هم برای بهبود وضع عمومی شهر تکاب و روستاهای حومه‌ تلاش کنند

 اندیشمندان و شعرا

از عالمان و شاعران بنام شهر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • سید ایوب انصار ( روحانی ، وفات ۸۵۰ هجری قمری )
  • میرزا محمد حسین نجات ( روحانی ادیب و شاعر)
  • سید کاظم رشتی ملقب به نجیب الاشراف ( ادیب و عالم)
  • شهریار صدیق افشار ( دانشمند و فیزیکدان برجسته )
  • حسن انوری (محقق و ادیب بنام )
  • میرزا عبدالحسین خان صدیق افشار ( خوشنویس)
  • اباصلت صادقی (خوشنویس)
  • حسین معصومی اغولبیک (شاعر)
  • میرزا حبیب افشار (شاعر)
  • میرزا عباسعلی خان افشار ( شاعر )
  • طاهر توکلی افشار (شاعر) علی امینی (خوشنویس)
  • فتحعلی تحسینی(ادیب)
  • حسینعلی قادری ( شاعر )
  • یدالله مدنی ( شاعر )
  • اسماعیل فرج اللهی ( شاعر )
  • عبدالعلی قدمی ( شاعر )
  • یدالله صبوری ( شاعر )
  • علی آقا اسلامی ( شاعر )
  • سید ابوالحسن هاشمی ( شاعر )

منصور نادری (ورزشکار و ثبت شده در کتاب رکوردهای جهان) حمزه علی بلال نفر اول کنکور سراسری ریاضی

 مناطق گردشگری

از مناطق دیدنی و گردشی این شهر می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تخت سلیمان و آتشکده آذرگشسپ که به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در فهرست جهانی آثار فرهنگی یونسکو ثبت شده است. این محوطه باستانی با قدمت ۳۵۰۰ ساله جزو ده اثر بزرگ ملی در دست بازسازی می باشد.
  2. کوه زندان سلیمان : کوهی استوانه ای شکل تو خالی که در زبان مردم محلی زندان سلیمان نامیده می شود
  3. آبگرم تخت سلیمان : با چشمه های آب گرم که برای درمان بیماریهای روماتیسمی بسیار مفید است
  4. چمن متحرک چملی : جزیره ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی واقع در روستای بدرلو تکاب که از مناطق بسیار زیبا ولی در عین حال گمنام و ناشناخته می باشد
  5. قلعه بلقیس که بر روی کوه مرتفع بلقیس قرار دارد (ارتفاع ۳۳۳۵)
  6. مسجد جامع تکاب با قدمت بیش از صد سال با معماری زیبا ثبت شده در آثار لیست آثار ملی
  7. بنای ساختمانی معروف به قلعه که در داخل شهر قرار دارد و به یکی از اربابان قدیم شهر تعلق داشته است.
  8. بقعه ایوب انصاری
  9. قلعه ساری قورخان
  10. همچنین غار کرفتو که متعلق به شهر سقز است فاصله نزدیکی با شهر تکاب دارد.
  11. آبگرم و آبشار قینرجه در روستایی به همین نام واقع در جاده تخت سلیمان.
  12. چهار ستون تاریخی معروف به چهار طاق در روستای چهارطاق.

ازآثار باستانی و دیدنیهای شهرستان تکاب مسجد جامع تاریخی روستای اغولبیک که در ۵ کیلومتری شهرستان تکاب واقع گشته ، که ۷سال زودتر از مسجدجامع تکاب بنا شده و همچنین یخچال طبیعی بی نظیر قدیمی که قدمت آن به بیش از یک قرن می رسد می توان اشاره نمود.و آثار تاریخی زیادی که متاسفانه با بی توجهی مسئولین ازبین رفته و یا نیز در حال از بین رفتن است که از جمله آن می توان به حمام قدیمی که در روبروی مسجد جامع بنا شده بود و قلعه اربابی بزرگ و بی نظیر و کوره خانه قدیمی و ... می توان اشاره نمود. آب سرد معدنی روستای اغولبیک که در دربند واقع گشته خواص درمانی بسیار مفید دارد و سالانه مردم زیادی از روستا های اطراف و شهرستان تکاب به آنجا می آیند. نور تپه که یکی از آثار قدیمی و تاریخی روستای اغولبیک که هم زیارتگاه و هم کوره آجر پزی ، که آجر مسجد جامع اغولبیک در آنجا تولید می شده است و یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی می باشد. آثار باستانی روستای اغولبیک جزو آثار ثبت شده ملی می باشند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:52  توسط ن.رضایی.  | 

شعري از مرحوم ميرزا يداله مدني شاعر فقيد تكاب 

بـه آذربايجان ازغرب تاشرق          زمن نام است و خودآذربجانم

نشان برقدمتم تخت سليمان         ويا شيز است با آتش  فشانم

زفخـرالعارفين ايــوب انصار          همـيشه سـربلند و جـاودانـم 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:44  توسط ن.رضایی.  | 

تصاویری زیبا از تخت سلیمان

 
تخت سلیمان 2

تخت سلیمان 3

 

تخت سلیمان 4

 

تخت سلیمان 5
 
تخت سلیمان 6

 

تخت سلیمان 7

 

تخت سلیمان 8

 

تخت سلیمان 9

 

تخت سلیمان 11
 
تخت سلیمان 12

در دل تاریک این شب های سرد ،

ای امید ناامیدی های من !

برق چشمان تو ،همچون آفتاب

می درخشد بر رخ فردای من

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:41  توسط ن.رضایی.  | 

   تخت سلیمان یا شهر گنجک (شیز) در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در یک دره ی سرسبز در بلندی 3000 متری، سرشار از جاذبه های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری بلقیس در آنجا قرار دارد. ویرانی های بجا مانده از آتشکده آذرگُشنَسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران) بر پیرامون دریاچه ای همیشه جوشان و بر روی صخره ای سنگی ناشی از رسوبات آهکی دریاچه، در میان برج و باروی سنگی، آثار معماری خاص مانند چهار طاقی آتشکده و سازه های آیینی وابسته بدان، نیایشگاه آناهیتا، کاخهای دوران ساسانی و ساختمان هایی مربوط به سلاطین ایلخانی قرار دارد

   این ناحیه همان شهر مشهوری است که بنا به نوشته های کهن، زادگاه زرتشت است و در نوشته های پهلوی به نام «گنجک» خوانده شده؛ گیتا نویسان عرب آن را «شیز» گفته اند، گذشته نگاران رومی و یونانی «گزکا» نوشته اند و حمدالله مستوفی آن را به زبان مغولان «ستوریق» گفته است که امروزه تمام این آثار را تخت سلیمان می نامند.آب دریاچه ی سحرآمیز و زیبای تخت سلیمان در  تمام فصول سال یکسان است و انسان نمی تواند به عمق آن دست پیدا کند و در هر ثانیه 100 لیتر آب از آن خارج می شود.درازای آن 120 متر وپهنای آن 80 متر می باشد. در باره این دریاچه گفته می شود که قرار است دختری پانزده ساله در آن شنا كند و از نطفه زرتشت كه سالهاست در آن دریاچه نگهداری می‌شود، باردار شود تا منجی بشر دین زرتشت(سوشیانت) پا به پهنه گیتی بگذارد و جهان را رهایی بخشد.

          آتشکده آذرگشنسب، جایگاه آشتی آب و آتش، یکی از سه آتشکده مهم زرتشتیان است، چنانکه نام این آتشکده 61 بار در شاهنامه آمده است. آن را آتش سلحشوران یا آتش شهریاری خوانده اند و نیز گفته می شود که این آتشکده به همه آتشگاه های گبران از خاور تا باختر آتش میرسانده است. در ایران باستان سه آتشکده مقدس اساطیری و باستانی وجود داشت که به ترتیب عبارتند از:

1-    آتشکده آذرگشنسب که آتشکده پادشاهان و جنگاوران بوده است.

2-    آتشکده آذرفرنبغ که آتشکده موبدان بوده است.

3-    آتشکده آذربرزین مهر که آتشکده کشاورزان بود.

   ساخت این سازه به بیش از 3000 سال پیش  باز میگردد و در دوره های هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان دارای ارزش و شکوه ویژه ای بوده است. در دوران پادشاهی ساسانیان و در زمان خسرو اول انوشیروان (578-531م)نسبت به آبادانی آن کوشش ویژه ای به عمل آمد، در این جایگاه مراسم نیایش های آیینی، برگزاری جشنها و امور تشریفات پادشاهی انجام می گرفت. این آتشکده، در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است و آتش جاویدان آن به مدت 7 قرن به عنوان نماد اقتدار آئین زرتشت و عامل وحدت سیاسی و اجتماعی حکومت ساسانی نقش به سزا داشته است و از آن به عنوان ثروتمند ترین نیایشگاه زمان خود یاد شده است.

          در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن، کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. واژه آذر گشنسب، به معنای آتش اسب نر است.درافسانه ها آمده که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ درنیمروز، با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش "اسب نر" (گشسب یا گشنسب) نامیده شد.

          بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی با پای پیاده به نیایشگاه آذرگشنسب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند.

          این مجموعه بزرگ اجتماعی مذهبی در تاخت و تازهای ایران و روم در زمان خسروپرویز سه بار محاصره می شود و در یورش سوم در سال 624م توسط سپاهیان روم غارت و ویران گردید. بعد از این رویداد، به علت آشفتگی های سیاسی اواخر دوران ساسانی و تاخت وتاز  اعراب،آبادانی خود را از دست داد. هنگامی که اعراب به ایران تاختند، مردم تیزهوش شهر شیز، این مجموعه را به حضرت سلیمان نسبت دادند تا از ویرانی بیشتر این جایگاه مقدس توسط اعراب جلوگیری کنند و نام تخت سلیمان را بر آن نهادند.

          در سال 674 ه.ق در زمان فرمانروایی آباآقاخان مغول و جانشین او قازان خان، با توجه به ویژگی های تاریخی- طبیعی، به خصوص وجود چراگاه های مرغوب و گونه های جانوری، این مکان باستانی به عنوان پایتخت تابستانی سلاطین مغول انتخاب و با انجام بازسازی گسترده در آثار دوران ساسانی و ساختن بناهای جدید، بار دیگر تخت سلیمان مورد استفاده حکومتی پیدا می نماید و تبدیل به پایتخت تابستانی و شکارگاه و تفرجگاه ایلخانان می گردد. جالب است که بدانیم، تنها در تخت سلیمان است که بقایای کاخ های دوره ایلخانی دیده می شود.

          پس از فروپاشی فرمانروایی ایلخانان این جایگاه تبدیل به مرکز خدمات کوچک برای روستاییان و عشایر محل می شود تا اینکه از قرن 11 ه ق این مکان متروکه می شود و گذر زمان بر روی چهره خسته ی این مکان سحر انگیز خروارها خاک مینشاند.

          جاذبه های طبیعی این دره سرسبز در نوع خود در دنیا بی نظیر هستند. در 3 کیلومتری غرب تخت سلیمان، کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش، بر اثر وقوع آتش فشان به وجود آمده است. اهالی محل این کوه زیبا را زندان سلیمان یا زندان دیو می شناسند و معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را از فرمانش سرپیچی می کردند در این کوه زندانی می کرده است. این نام نیز به افسانه و با توجه به نسبت دادن محل به حضرت سلیمان بر این کوه گذارده شده است.

  ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود 97 تا 107 متر می باشد و بر فراز آن گودی عمیقی در حدو 80 متر دیده می شود که قطر دهانه آن به طور تقریب 65 متر است. شایان ذکر است که این کوه نیز در زمان مانایی ها(830 تا 660 ق.م) به عنوان نیایشگاه بوده است. در اطراف کوه زندان دیو چشمه های آب گرم گوگردی متعددی دیده می شود که دارای خاصیت درمانی متعددی می باشد.

  در فاصله 20 کیلومتری تخت سلیمان یک دریاچه ی سحرآمیز دیگر قرار گرفته است که یک جزیره بر روی آن شناور است. قطر دریاچه 80 متر و قطر جزیره شناور بروری آن 60 متر است که وزش باد، هر روز دو بار این جزیره را از این سو به آن سو جابجا می کند. نام این جزیره ی شناور «چملی» می باشد.

    مجموعه تخت سلیمان

 در سال 1382 به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در یونسکو ثبت شد و پس از ثبت پرسپولیس،نیایشگاه چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان در سال 1358؛ خاموشی 24 ساله ایران را شکست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:37  توسط ن.رضایی.  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:31  توسط ن.رضایی.  | 

 

دعاي مادر ترزا

دعای مادر ترزا

« خداوندا، مرا شايسته آن كن تا به همنوعانم كه در سراسر دنيا در فقر و گرسنگی به دنيا می‌آيند و می‌ميرند، خدمت كنم.

خدايا، امروز با دستهای ما روزی عشق، آرامش و سرور را به آنها ببخش.

خدايا، مرا معبر آرامش كن تا

آنجا كه نفرت هست، عشق جاری سازم،

آنجا كه خطا هست،‌ بخشايش بگسترم،

آنجا كه جدايی هست، وصل بيافرينم،

آنجا كه لغزش و دروغ هست، حقيقت بياورم،

آنجا كه ترديد هست، ايمان بنا كنم،

آنجا كه ظلمت هست، نور بتابانم،

و آنجا كه اندوه هست، شادی منتشر كنم،

خدايا، مرا موهبت آن اعطا كن تا

به جای آسودن، به ديگران آسايش بخشم،

به جای آنكه ديگران دركم كنند، دركشان كنم،

و به جای آنكه عشق دريافت كنم، عشق بورزم،

زيرا با فراموش كردن خويش است كه می‌توان به هر چيز رسيد،

با بخشايش است كه بخشوده می‌شويم و با مردن است كه زندگی ابدی می‌يابيم. »

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:27  توسط ن.رضایی.  | 


آتشگاه يا آتشكده محل نگهداري آتش و تشريفات مذهبي و نيايش در رابطه با آن بوده است. پيش از ساسانيان در زمان هخامنشيان، آتش در فضاي آزاد و بر روي سكوهاي بلند مشتعل مي شده . پس از تدوين و تنظيم احكام مذهب زرتشت در قرن 4 ميلادي و پيشرفت و توسعه آيين مذبور و بنا به شريعت اين مذهب كه مقرر داشت: نور آفتاب نبايد به آتش بتابد، اين شعله مقدس و مورد احترام بشر اوليه، در زمان ساساني زير سايباني قرار گرفت ، كه آن را به شكل بنايي چهار در كه معمولا" درهاي آن بر طبق جهات اربعه تنظيم مي شد و به نام چهار طاقي معروف است مي ساختند وهنگام نيايش،پيروان آيين زرتشت
مي توانستند آن را طواف و بدون نزديك شدن به آتش،آن را مشاهده
.كنند

شكل معماري آتشكده بر طبق آنچه از زمان حكومت ماد به جا مانده تا زمان ساسانيان ت غ ييراتي كرده است ولي عموما" آتشكده ها يا به صورت چهار طاقي ساده بودند و يا شكل فضاي مربع شكل، كه همگي داراي دالان طوافي در اطراف فضاهاي ياد شده هستند كه به تناسب اهميت بزرگتر و مجللتر ساخته مي شده اند.


نماي ي از فضاي داخلي چهار طاقي آتشكده

تصويري از جرزها و كف آتشكده

از مهمترين آتشكده هاي زمان ساسانيان : آتشكده آذرگشنسب در تخت سليمان و آتشكده آذر برزين مهر در ريوند خراسان وآتشكده آذر فرنبغ در كاريان فارس بوده است.
در بين 3 آتشكده فوق آتشكده آذرگشنسب از همه مهمتر و متعلق به شاهان و لشگريان ساساني بوده كه سلاطين وقت بنا به اعتقادشان در مواقع خاصي براي زيارت اين آتشگاه با به روايتي از تيسفون، مقر حكومتشان پاي پياده به اين مكان مي آمدند. بنابر اين آتشكده آذرگشنسب از تقدس بسيار بالايي برخوردار بوده است.
نكته اي كه در معماري اين اتشكده قابل توجه است اينكه تمام مصالح آن از آجر مي باشد.
بر اساس مطالعات انجام شده، چهار طاقي آتشكده تخت سليمان داراي گنبدي بوده كه روي چهار جرز مربع شكل ساخته شده و در وسط آتشكده ( محل قرارگيري آتش) قرار دارد، و در هنگام اعياد و جشن ها آتش مقدس را از آتشدان محل نگهداري آتش جاويدان به اين مكان منتقل مي كرده اند. و بعد از اتمام مراسم دوباره آتش را به محل نگهداري اصلي يعني چهار طاقي چليپا شكل مجاور واقع در و ضلع شرقي چهار طاقي آتشكده آذر گشنسب برگشت مي دادند.
اطاق مركزي چهار طاق ي آتشكده سالن بزرگي است كه رنگ آجرهاي آن قرمز ،زرد، نارنجي و گاهي مايل به خاكستري است هم اكنون بقاياي اين چهار طاقي موجود است جرز و سردرها و پا كار قوسهاي پوشش سقف آن باقيمانده اما گنبد مركزي و طاق هاي پوشش دالانهاي آن از بين رفته است. 

آتشكده آذرگشنسب

ساختمان آتشكده تخت سليمان كلا" آجري بوده و بخش مركزي اين چهار طاقي مربع شكل، حد فاصل چهار جرز 8*8 متر مي باشد كه زماني داراي سقفي گنبد بوده است. دورادور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي ازاتاق مركزي محل قرارداشتن آتش مجزا بوده است.
ضمن كاوشهاي باستانشناسي در اين اتاق بقايايي از آثار و ادواتي در ارتباط با مراسم نيايش آ تش نيز بدست آمده است.
ضخامت ديوارهاي آجري اين آتشكده حدود 5/3 متر مي باشد و در پيرامون اين بنا راهروهاي بلند و باريك طاقداري به طول 5/16 متر ساخته شده و با گذاشتن از ورودي هايي طاقدار و عريض اين راهروها به اطاق مركزي آتشكده مي رسيم.
در ضمن ضخامت جرزهاي چهار طاقي آتشكده هم حدود 6 متر است. بطور كلي ابعاد كامل اطاق مركزي آتشگاه با احتساب رواقهاي پيرامون جرزهاي چهار طاقي 21*21 متر مي باشد.
چنانكه ذكر ش د مجموعه آتشكده ساساني آذر گشنسب وسيع ترين تاسيسات ساساني است كه تا كنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. يك آتشكده داراي تعداد زيادي اتاق است : در مركز بناي آتشكده معمولا" يك اتاق مربع به شكل چهار طاقي با محراب آتش ساخته مي شود. دومين اتاق مهم " يزشن – گاه " است كه در آن آتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نيست ، شعله ور حفظ مي كردند. حياطها، باغها، انبارها، سكونتگاه موبدان و اتاقهاي خزانه جايگاه مقدس، فضاهاي ديگر آتشكده هستند.


پلان آتشكده-محل آتش جاويدان و فضاهاي مرتبط با آتشكده

تاسيسات آتشكده آذر گشنسب را مي توان به اين شكل توصيف وتشريح كرد. از جلوي ايوان جنوبي به چهار طاقي A يعني مركز و جايگاه مقدس وارد مي شويم. اين بخش از بنا كاملا" از آجر ساخته شده است. بخش مركزي از يك اتاق مربع شكل با اضلاع 8 متر (زماني داراي سقفي گنبدي بوده است)، تشكيل مي شود. در هر ضلع اتاق يك طاق عريض قرار دارد كه بنا به همين دليل نيز چهار طاق خوانده مي شود. دور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي از اتاق مركزي يعني محل آتشدان مجزا بوده است. در اين اتاق بقايايي در ارتباط با مراسم نيايش به دست آمد، يك گود چهار گوش در كفي از هشت رديف آجر ايجاد شده است كه در آن بايد قرار گرفته باشد و چهار سكو از سنگ ماسه با حفره هايي براي قرار دادن برسم. تعدادي نيمكت يا ميز ( از آجر ) براي آماده كردن مخلفات مربوط به نوشابه اي كه در مراسم نيايش نوشيده مي شده، قرار داشته است. مراسم نيايش مطمئنا" بسيار جالب توجه بوده است. موبدان در كنار آتشدان دهان خود را مي بستند تا آتش را با نفس خود آلوده نسازند و دستكشي مسي به دست مي كردند تا چوبهاي از قبل تطهير شده در مراسم خاص را كه با انبر روي آتش قرار مي دادند، ملوث نكنند . اين مراسم با سرودهاي كهن اوستا و متنهايي از تعليم زرتشت همراه بوده است.
معتقدان مي توانستند از دالان دور اتاق A از پشت موانعي مراسم نيايش را از فاصله مناسب مشاهده كنند ( دالان غربي در دوره ايلخاني تيغه و مسدود شده است). از يك در باريك در دالان شرقي مي توان به اتاق B كه آن هم مربع شكل بوده و داراي چهار طاق بدون دالان احاطه كننده بوده است، وارد شد. اين اتاق نيز شبيه اتاق A است. در وسط آن سكويي از آجر با چهار جايگاه براي آتشدانهاي سنگي به دست آمد كه روي آنها تخته سنگهايي قرار داشته است ( همان طور كه در تصوير روي سكه ها ديده شده است). وقتي آتش براي نيايش در اتاق A يعني چهار طاقي اصلي آتشكده قرار نداشت، آن راروي تخته سنگها افروخته حفظ مي كردند. در اتاق B ( محل نگهداري آتش جاويدان ) يك آتشدان سنگي به دست آمد.


اتاق B

آتشدان سنگي

از مدخلي كه در اتاق B رو به سمت جنوب دارد به مجموعه W.V.U وارد مي شويم كه احتمالا" باغهايي را عرضه مي داشتند. ( باغچه هاي كوچك ) در اين باغها درختاني قرار داشته است كه برسم مورد نياز براي مراسم نيايش را از تركه هاي آنها تهيه مي كرده اند. اين مجموعه هنوز كاملا" از زير خاك خارج نشده است.
در شرق اتاق B دو اتاق يك شكل C و D كه از چندين مربع شكل گرفته و ساخته شده اند، قرار دارند. هر يك از اتاقها داراي چهار طاقنما است و در آنها همان طور كه علائم روي ديوار نشان مي دهد، رفهايي ساخته بودند. اين اتاقها شايد خزانه هاي آتشكده باشند كه پادشاهان بخشي از غنايم جنگي خود را به آنها اختصاص مي دادند. در اينجا تعداد زيادي سكه ساساني نيز به دست آمد.


تصوير معبد آناهيتا بعد از اندود حفاظتي كاهگل بر روي جرزها

شمال اين اتاقها مجموعه بزرگي از اتاقها كه مستقيما" از اتاقهايC و D قابل ورود نبوده است، دور يك فضاي مركزي مربع شكل E قرار گرفته بود. مجموعه اتاقها با سنگ حجاري شده ساخته شده و طاقهايي از آجر داشته است. فضاي مركزي E از هشت ستون بزرگ شكل گرفته و به وسيله دالان عريضي كه زماني داراي طاق بوده، احاطه شده است. در وسط فضاي E كه احتمالا" داراي اطاق بوده است يك سكوي مربع شكل مثل سكوي اتاق A قرار داشته است. مجموعه اتاقهاي دور E به وسيله فضاي بزرگ طاقدار Q,P,G,F احاطه مي شده است. در اتاق p سكوهايي از آجر به دست آمد كه براي مقاصد ناشناخته نيايشي مورد استفاده داشته است. امكان دارد تمام مجموعه اتاقها مركز پرستش آناهيتا باشد كه در آن آب از احترام خاصي برخوردار بوده است. با اين وصف چون از مجموعه اتاقهاي دور فضاي Eراه مستقيمي به اتاق مركزي A وجود داشته است به نظر مي رسد كه اينجا محلي براي چيدن و نگهداري چوبها بوده باشد كه آتش مقدس را در طول زمستان بلند كه تهيه چوب مشكل بوده ، روشن نگاه مي داشته است.
از يك در باريك در زوايه جنوب غربي اتاق G مي توان به جبهه شمالي بناي مركزي با اتاقهاي H تا L رسيد. از اتاق H به وسيله يك در كوچك به دالان اتاق مركزيAوبدين تربيت به محرابهاي آتش A و B وارد مي شده اند.
در جبهه شمالي بناي مركزي يك ايوان I كه در اصل رو به حياط بوده، قرار داشته است بعدا" جز يك در بقيه ارتباطهاي آن تيغه ومسدود شده است. جرز ديوار درنيمه بالا متعلق به نوسازي دوره ايلخاني است كه بلافاصله رو ي معماري دوره ساساني قرار گرفته است. حياط بزرگ M در جلوي بناي مركزي آتشكده كه هنوز از زير خاك خارج نشده است از هر طرف با سر سراهاي ستوندار ساخته با سنگهاي حجاري شده كه به ايوان كوچك مي پيوسته اند ، احاطه شده بود. ورودي اصلي N در شمال حياط قرار دارد كه در جلوي بناي اصلي به عنوان فضاي ايوان مانند كوچكي جا داشته است. در دو طرف آن بعدا" اتاقهايي اضافه شده و ميدان جلوي آن تا حد دالان در شمال با قطعات سنگ ماسه سنگفرش شده است. در اتاقي كه در شرق ورودي N قرار دارد 250 مهر گلين با 1200 اثر مهر به دست آمد كه در اينجا همراه با اسناد مربوطه در رفها حفظ شده بود. در گوشه فضاي بين مجموعه اتاقهاي دور فضاي مربع شكل E و حياط، اتاق كوچك چليپا شكل X قرار داشته است كه در آن، همان گونه كه آتشدان سنگي به دست آمده در اين محل نشان مي دهد، آتش حفظ مي شده كه اهميت آن هنوز ناشناخته است. اين اتاق درهايي به حياط M و فضاي E داشته است.
در شمال شرقي مجموعه اتاقهاي دور فضاي E و دالان شرقي آن، زير يك بناي مسكوني چليپا شكل دوره ايلخاني ، يك تاسيسات ساختماني ساساني مشخص شد كه ظاهرا" مي تواند سكونتگاه موبدان بوده باشد.
در شرق حياط M در كوچكي قرار داشته است كه از طريق آن به حياط بيروني و دالان KO1 فاصل ميان دو آتشكده ( راهرويي كه دسترسي مستقيم به درياچه را ميسر مي كرده است) ، وارد مي شدند.
در حاليكه آتشكده شرقي مورد بحث از سال 1959 هدف اصلي در حفريات بود، مجموعه اتاقهاي مجزا شده به وسيله دالان ياد شده در غرب از سال 1969 مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت و به عنوان دومين آتشكده تشخيص داده شد. بنا با 120 متر طول و 50 متر عرض يك سوم تمام غرب منطقه مربع شكل شمال درياچه را اشغال مي كند. در جنوب اين منطقه روي بناهاي ساساني مقابل در ياچه يك عمارت كلاه فرنگي رفيع و استوار در دوره ايلخاني ساخته شده كه تالارهايي با ستونهاي مدور داشته است. تشخيص بناهاي ساساني زير اين كلاه فرنگي با زدن گمانه هايي ميسر شد.
حفريات باستان شناسي، سه دوره اصلي قبل از دوره اسلامي رامشخص كردند : محوطه كوچك دوره هخامنشي، يك بناي خشتي وسيع در دوره ساساني و تاسيسات تالار هاي ستوندار آتشكده غربي ساخته شده از سنگهاي حجاري شده ولاشه سنگ مي باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:25  توسط ن.رضایی.  | 

آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
تصویر:Takht-e-soleiman-1.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:23  توسط ن.رضایی.  | 

تخت سلیمان نام محوطه تاریخی بزرگی در نزدیکی تکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربایجان غربی در کشور ایران است.

مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچه‌ای طبیعی ساخته شده است. آب این دریاچه که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح می‌آید و به زمین‌های اطراف می‌ریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوب‌های حاصل از این املاح در طی قرن‌ها لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است.

آثار بناهای دوره‌های اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهم‌ترین آثار بجا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است.

در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتشگاه بزرگ و برجسته داشتند. نام آتش‌هایی که در این آتشگاه‌ها نگهداری می‌شد یکی بُرزین مهر به معنای آتش عشق والا و ویژه برزیگران بود که در نزدیکی نیشابور خراسان جای داشت. دیگری فَربغ بود به معنای آتش فرّ ایزدی که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود و سومی گُشَسب که در تکاب آذربایجان قرار داشت. آتشگاه آذرگشسب ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی بنام شیز یا گَنجَک بر روی کوه اَسنَوند قرار داشت. آذرگشسب به معنای آتش اسب نر است. بر پایهٔ افسانه‌های ایرانی این آتشگاه بدین علت این طور نامیده شده است که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نیمروز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون نام تخت سلیمان نام دارد.

کاوشگاه باستانی شیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده است و طرحهای بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:21  توسط ن.رضایی.  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:20  توسط ن.رضایی.  | 

ثبت تخت سليمان سكوت 24 ساله ايران را شكست

 

 

 محوطه باستانی تخت سليمان در آذربايجان، به مساحت 74 کيلومتر مربع چهارمين اثر تاريخي است كه سكوت 24 ساله ايران در عرصه بين المللي را شكست و در سال 1382 در فهرست آثار جهاني يونسكو به ثبت رسيد و بار ديگر كارشناسان يونسكو را بر آن داشت تا اثر ارزشمند ديگري از ايران را مورد بررسي قرار دهند .
اين محوطه تاريخي يادگاري از دوران ساساني است. آن زمان كه سه آتشكده بسيار مهم در ايران وجود داشت و اكنون تنها آثاري از آتشكده آذر گشسب به جاي مانده و با نام تخت سليمان خوانده مي شود. اين آتشكده از نظر مسايل اعتقادي، باورهاي ديني و نقشي كه در حيات سياسي و اجتماعي دوران ساسانيان داشت از اهميت بسياري برخوردار بود و نماد اقتدار حكومت ساسانيان محسوب مي شد. به ويژه پس از جنبش مزدكيان و شكل گيري آن، خسرو انوشيروان به عمران و آبادي اين آتشكده با عنوان عامل وحدت ملي و يكسان سازي دين كشوري توجه ويژه اي كرد.
در زمان حمله روميان به ايران و غلبه بر خسرو پرويز آتشكده، آذرگشسب غارت و ويران شد. حمله رومي ها، اعراب و پذيرش دين اسلام از سوي ايرانيان تغييراتي در وضعيت آباداني آتشكده پديد آورد و اغتشاشات اواخر دوره ساسانيان نيز موجب شد هيچ تجديد بنايي در اين محل انجام نشود.
اين آتشکده در سال ۶۲۴ ميلادي به ‌وسيله هراکليوس ويران شد و بعدها به طور كامل متروك و بدون هيچ كاربري رها شد.
آتشکده آذرگشسب مجموعه‌اى است مشتمل بر يک سالن مرکزى مربع شکل با چهار جرز قطور آجرى که گنبد بزرگ آجرى آن‌را پوشانده است.
مجاور اين مجموعه در بخش غربى مجموعه ديگرى است که از يک آتشکده صليبى شکل با ابعاد کوچکتر و دو تالار ستون‌دار با ستون‌هاى مدور چهارگوش و تعداد اتاق‌ها و فضاهاى جانبى‌ تشکيل يافته است.
ابراهيم حيدري، مسئول تهيه پرونده ثبتي تخت سليمان در فهرست آثار ملي، در باره چگونگي تغيير نام آتشكده آذر گشسب مي گويد: اسم تخت سليمان در واقع از قرون هفت و هشت هجري قمري و از سوي اهالي منطقه كه اطلاعات تاريخي درستي از اين بنا نداشتند، انتخاب شد. در حالي كه اين نام صحيح نبوده و همان آتشكده آذرگشسب نام صحيح مجموعه است. اين نام در متون اوستايي، كتاب هاي تاريخ ايران قديم و نوشته هاي مورخان يوناني، ارمني و رومي بارها آمده است. در شاهنامه فردوسي نيز حدود 70 بار اسم آتشكده آذرگشسب ذكر شده است.
وي تصريح مي كند: در دوران صفويه اين مجموعه كاملا متروك ماند تا اين كه در قرن هاي 17 و 18 ميلادي، شرق شناسان غربي به ايران آمدند و به بررسي مناطق تاريخي ايران پرداختند.
طي سال هاي گذشته كاوش هاي باستان شناسي در محوطه تاريخي تخت سليمان بسياري از اطلاعات تازه را در اختيار كارشناسان قرار داده است. چنانكه در آخرين كاوش هاي باستان شناسي در محوطه تاريخي تخت سليمان دو محوطه مربوط به دوران پارينه سنگي شناسايي و مشخص شد سنگ هاي مورد نياز براي ساخت تخت سليمان از اين محوطه ها تامين شده است.

سامان حيدري، كارشناس ارشد جغرافيا و پژوهشگر موزه ملي ايران و يكي از دو پژوهشگري كه پژوهش هايي را در محوطه تخت سليمان انجام داده است، پيش از اين گفته بود: در جريان پژوهش هاي مربوط به دوران پارينه سنگي در تخت سليمان موفق به شناسايي دو محوطه باستاني شديم كه تخت سليمان دقيقا در وسط اين دو محوطه قرار گرفته است. محوطه چال تپه، استقرارگاه موقت دوران پارينه سنگي مياني بوده و محوطه چخماق لي نيز با آثاري از كارگاه ابزارسازي در اين محوطه شناسايي و كشف شد.
به گفته وي، در چال تپه، تمامي مراحل توليد مصنوعات سنگي شناسي شد كه نشان مي داد مصنوعات سنگي در اين محوطه توليد شده و مورد مصرف قرار مي گرفته است. همچنين در محوطه چخماق لي، منابع سنگ و پراكندگي زياد مصنوعات نشان مي دهد كه سنگ تخت سليمان از اين دو محوطه به دست مي آمده است.
پس از بررسي هاي انجام شده توسط اين كارشناسان، مشخص شد كه نوع سنگ محوطه باستاني چال تپه با سنگ هاي به كار برده شده در تخت سليمان كاملا همخواني دارند. اين دو محوطه 3 كيلومتر با يكديگر فاصله داشته و هر كدام نيز به همين اندازه از تخت سليمان فاصله گرفته اند. چال تپه در يك بخش فلاتي شكل و مشرف چشمه تخت سليمان قرار دارد. صنايع سنگي اين مجموعه از انواع گوناگون سنگ ساخته شده اند كه عمدتا از چرت جگري براق و چرت خاكستري تشكيل مي شوند.
مجموعه باستاني تخت سليمان كه در نزديكي تكاب و در استان آذربايجان غربي واقع شده است، از جمله محوطه‌هاي تاريخي مهم ايران محسوب مي‌شود. در اين منطقه نشانه‌ها و بقاياي استقرار و فعاليت انسان از هزاره اول پيش از ميلاد تا قرن 11 هجري به چشم مي‌خورد.
روند ثبت اين مجموعه تاريخي در فهرست يونسكو از سال 80 آغاز و در سال 82 به نتيجه رسيد. طي اين مدت نمايندگاني از يونسكو و ايكوموس (شوراي بين‌المللي ابنيه و بافت هاي تاريخي) از اين مجموعه بازديد كردند.
حيدري در اين باره مي گويد: پنجم يا ششم بهمن سال 80، مقرر شد، طي مدت كوتاه چهار يا پنج روزه مدارك مورد نياز براي پرونده ثبتي تخت سليمان آماده شود. بر همين اساس به همراه دو نفر از همكاران با انجام حدود 14 ساعت كار اين پرونده آماده شد.
به گفته وي، پس از دريافت فرصت يك هفته اي ديگر از يونسكو، پرونده به پاريس ارسال شد و پس مطرح شدن پرونده تخت سليمان در يونسكو درسال 81، هيأتي ايتاليايي به سرپرستي يوكا و هيأتي از تركيه به سرپرستي عمر مدران به ايران آمدند.
روند نه چندان هموار ثبت تخت سليمان در فهرست آثار جهاني يونسكو، نام ايران را براي چهارمين بار درعرصه بين المللي مطرح كرد. چرا كه 26 سال پيش و براي نخستين بار محوطه تاريخي تخت جمشيد و پس از آن چغازنبيل و نقش جهان به ثبت رسيده بودند و پس از سكوتي 24 ساله اين محوطه تاريخي در 14 تير 82 به ثبت فهرست ميراث جهاني يونسكو رسيد. هم اكنون گنبد سليمان، اثر تاريخي ديگري از ايران است كه پرونده آن براي ثبت در فهرست آثار جهاني يونسكو ارايه شده و قرار است پس از پس از طي روند لازم به عنوان هفتمين اثر ايراني در اين فهرست به ثبت برسد. همچنين طي دو سال گذشته ارگ بم نيز در فهرست يونسكو جاي گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:5  توسط ن.رضایی.  | 

نمی دانم بعد از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ

وبازیگوش واو یک ریز وپی درپی دم گرم وخوشش را در گلویم سخت بفشارد

    وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

                     بدین سان بشکند ودایم سکوت مرگبارم را

.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:3  توسط ن.رضایی.  | 

                                                                                                                                                        برای

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:49  توسط ن.رضایی.  | 

ای تمام وجودم بی تو:

دوست دارم همچو موجی در دل دریا بمیرم

بشکفم چون لاله ای خوینن و در صحرا بمیرم

اشک غلطان گردم و از دیده محنت بریزم

خنده شمعی شوم در دامن شبها بمیرم

عود باشم در میان مجمر حسرت بسوزم

دانه ای اسپند گردم تا که بی پروا بمیرم

چشمه مهتاب باشم پیکر شب را بشویم

آذرخشی گردم و در گنبد مینا بمیرم

یا بسایم بر ستیغ کوه شهید چون عنقسا

یا چو زیبا مرغکی در گوشه ای تنها بمیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:44  توسط ن.رضایی.  | 

 

من بتو زنده ام و بی تو دلم خانه مرگست

تو مرا گرمی عشقی تو مرا نور امیدی

زندگی بی تو مرا نیست به جز شام سیاهی

تو مرا پرتو مهری تو مرا بخت سپیدی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:55  توسط ن.رضایی.  | 

دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید .

خطرمتفاوت بودن را بپذیرید اما ،

بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:50  توسط ن.رضایی.  | 

یا حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:48  توسط ن.رضایی.  |